تبليغاتX
دل تنها

دل تنها

عاشقانه و عرفانه

 

+ نوشته شده در Tue 6 Feb 2007ساعت 18:39 توسط اشکان |


i love you

 

+ نوشته شده در Mon 5 Feb 2007ساعت 21:11 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Fri 2 Feb 2007ساعت 21:55 توسط اشکان |


 

 

+ نوشته شده در Wed 31 Jan 2007ساعت 20:11 توسط اشکان |


 

+ نوشته شده در Wed 31 Jan 2007ساعت 19:41 توسط اشکان |


رو قلبم کلیک کن

 

+ نوشته شده در Tue 30 Jan 2007ساعت 19:37 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Tue 30 Jan 2007ساعت 12:7 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Tue 30 Jan 2007ساعت 1:35 توسط اشکان |


 

+ نوشته شده در Tue 30 Jan 2007ساعت 1:15 توسط اشکان |


 

 

 di_ashkan_ebitar

+ نوشته شده در Mon 29 Jan 2007ساعت 1:15 توسط اشکان |


در گذر گاه زمان خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد

عشقها می میرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا می ماند

+ نوشته شده در Wed 24 Jan 2007ساعت 17:51 توسط اشکان |


 

شبای رفتن تو شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارست
با هر نفس تو سینه بغض تو تو گلومه
با هر کی هر جا باشی عکس تو رو به رومه
آخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون
چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته
هوای پاییزی چرا تو عشقه ما نشسته
سپردی عهدمونو به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم
قهره تو راهمو بسته غم دلمو شکسته
تو این صدای بسته یاد تو پینه بسته...

خدایا کمکم کن دارم دیونه می شم ...

+ نوشته شده در Thu 18 Jan 2007ساعت 1:15 توسط اشکان |


 

+ نوشته شده در Thu 18 Jan 2007ساعت 1:13 توسط اشکان |


 

تو به دیار من آمدی
سکوت جانم به هم زدی
شیشهء غم به تلنگری زدی شکست

چو نغمه ای بیش و کم زدی
به دل ریشم تو چنگ زدی
روشنی چشمون تو به دل نشست

هوای من شد هوای تو
صدای من شد صدای تو
تپیدن قلب به خاطرت
کشیدن درد برای تو

ای گل یاس سپید من
ای طلوع خورشید من
عطر تن تو به جان من چه خوش نشست
ای تو هم گریهء دلپذیر
ای تو صفای دل اسیر
بی تو ای آیت زندگی دلم شکست


اگه نفس بود برای تو
غم هوس بود برای من
اگه عزیز بود برای تو
حرف و حدیث بود برای من

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند

+ نوشته شده در Thu 18 Jan 2007ساعت 1:12 توسط اشکان |


اگه تو شبای سردت ... با خودت تنها می شینی

من برات می خونم از عشق ... تا که فردا رو ببینی

اگه هم صدای اشکی ... واسه آرزوی بر باد

من برات می خونم ای گل ... نوبهارو نبر از یاد

همه دلخوشیم بر اینِ ... که تو یادت موندگارم

گرچه عمریِ تو این دشت ... یه خزون بی بهارم

 

 

+ نوشته شده در Thu 18 Jan 2007ساعت 1:10 توسط اشکان |


انتظار واژه ی غریبی است ...

 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
 

که با آن خو گرفته ام.

 که چه سخت است انتظار ..

هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!

خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟

 شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا

می دانم روزی خواهی آمد، می دانم

گریان نمی مانم، خندانم!

برای ورودت ای عشق

وقتی که به یادت می افتم،

 به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،

 یک بار...نه...بلکه صد بار

وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد

+ نوشته شده در Wed 10 Jan 2007ساعت 0:15 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Tue 9 Jan 2007ساعت 0:59 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Mon 8 Jan 2007ساعت 1:56 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Sat 6 Jan 2007ساعت 1:28 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Sat 6 Jan 2007ساعت 1:22 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Wed 20 Dec 2006ساعت 18:14 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Sun 17 Dec 2006ساعت 12:31 توسط اشکان |


parand

+ نوشته شده در Sun 17 Dec 2006ساعت 12:19 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Wed 6 Dec 2006ساعت 16:18 توسط اشکان |



ادامه مطلب

+ نوشته شده در Tue 5 Dec 2006ساعت 20:13 توسط اشکان |


+ نوشته شده در Tue 5 Dec 2006ساعت 14:28 توسط اشکان |